تبلیغات
حجاب آینه نور و رحمت

حجاب آینه نور و رحمت
تقدیم به چادر خاكی مادرمان فاطمه الزهراسلام الله علیها 
نظر سنجی
نظرتون درباره این وبلاگ چیه متشكرم؟





لینک های مفید

یادداشت های یک دختر چادری

گرچه هر شانى از شؤون انسانى اعم از فردى واجتماعى جایگاه واهمیت خاص به خود را دارد لیكن برخى ازآنها نسبت به بعضى دیگر از حساسیت و ویژگى برترى بهره داشته وبه همین جهت نیز در معرض حوادث و وقایع بیشترى واقع است. در بین همه امورى كه به انسان وجنبه هاى انسانى مرتبط است مساله زن همواره با پیچیدگى وغموض بیشتر همراه بوده است. حقیقتى كه در طول تاریخ فراز ونشیبهاى فراوانى را تحمل كرده واز زنده به گور شدن تا خدایى كردن را به خود دیده است. زن غیر از حقیقت انسانى چهره هاى مختلف دیگرى را نیز در خود دارد كه بایستى آن جلوه هاى مختلف كشف وآن صورتهاى گوناگون هویدا شود تا آن گونه كه هست شناخته ومعرفى شود.

 

 

 

بدون شك قلم هاى روان وزبانهاى گویایى به حركت درآمده تا بتوانند چهره هاى اعجاب انگیز زن را ترسیم نموده واو را از هاله هاى ابهامى كه به دور او تنیده شده رهایى بخشند لیكن چه بسا نه تنها گردش آن قلم ها وچرخش آن زبانها رفع حجابى نكرده بلكه وضع غطائى نموده كه بر آن تیرگى افزوده وبر آن ظلمت افروخته است. گرچه باید اذعان نمود كه سخن گفتن پیرامون این پدیده همواره با صعوبت همراه وبادشوارى هم پاست لیكن فروغ تابناك وحى وشعاع تابنده دین فضاى تیره را روشن وذهن كدر را نورانى مى كند. آنها كه پیرامون معرفت به این پدیده بدون سلاح وحى حركت كرده یا مى كنند ویا بدون تمسك به ریسمان الهى گام بر مى دارند باید بدانند كه این راه طولانى واین وادى ظلمانى است وتلاش آنها جز بر حیرت وكوشش آنها جز بر گمراهى نمى افزاید. دین كه سیماى زن را در حجاب عفاف وجلباب طهارت معرفى مى كند میادین جمال وصحارى جلال را برابر او مى گذارد تا جنبه هاى مختلف هستى او را بالنده وشؤون او را جلوه گر سازد. برخى كه غبار غفلت بر عقل وغمام شهوت بر قلب دارند با اندیشه اى برگرفته از جهل وفكرى برخاسته از وهم در صدد ارائه چهره اى از زن هستند كه نه تنها كمالات شایسته او را تامین نمى كند بلكه بذر تباهى وتخم فساد را در متن حیات اجتماعى ریخته كه از آن چیزى جز شجره خبیثه رذیلت به بار نمى آید. همانگونه كه افكار انجمادى وآراى ارتجاعى احیانا موجب آن مى شود كه زن نه تنها به حد كمال خود نرسد بلكه بسیارى از كمالات را كه جامعه در مسیر تعالى ورشد بدان نیازمند است از دست بدهد. انقلاب شكوهمند اسلامى ایران كه هزارها تجربه را در درون خود نهفته دارد حركت زنان ونهضت مؤثر آنها در میدانهاى مختلف فرهنگى اجتماعى سیاسى وعلمى را به عنوان یكى از بهترین شاخص هاى انقلاب عظیم اسلامى ما اعلام داشته ومسیر تعالى وشكوفایى جامعه را بعضا در پرتو حركت خردمندانه وسیر هوشیارانه زنان جامعه اسلامى معرفى مى نماید. لیكن باید از این تجربه بهره گرفته ضمن حفظ وترمیم آن را بالنده نگه داشت. كتاب حاضر كه یكى از تالیفات زنده وماندگار حكیم فرزانه ومفسر یگانه حضرت آیة الله جوادى آملى دام ظله است بررسى این حقیقت وتحلیل این واقعیت است. كتاب حاضر مجموعه درسهایى است كه استاد مؤلف در مركز دینى وفرهنگى ارزشمند جامعة الزهراى قم در بین محصلین وفضلاى آن مركز داشته ومورد مطالعه ومداقه قرار داده شده است مطالب این كتاب ارزشمند را مى توان به پنج بخش تقسیم كرد: بخش اول: مقدمه اى مبسوط عقلى واستوار است كه دربرگیرنده اساس واصول حاكم در این كتاب بوده ونقش راهنماى این مجموعه را به عهده دارد كه در پایان این مقدمه فلسفه نامگذارى كتاب به ?زن در آینه جلال وجمال ? را تشریح نموده است. این مقدمه تماما از قلم حضرت مؤلف دام ظله چكیده است. بخش دوم: شناسایى ومعرفى زن در كتاب الهى قرآن مجید است. گرچه در آغاز آن تذكر داده شده است كه منظور بررسى این حقیقت از دیدگاه قرآن وعترت است. بخش سوم: كه تحت عنوان زن در عرفان است بررسى شخصیت زن از دیدگاه عرفان ناب اسلامى وعرفایى كه در دامان اسلام پرورش یافته وسخنانى بار یافته از قرآن و وحى دارند مى باشند. بخش چهارم: در این بخش از كتاب هویت زن از دیدگاه برهان توسط عقل پیوسته با وحى ونه گسسته از آن تشریح مى شود. بخش پنجم: ودر بخش پایانى فصل الخطاب كتاب كه پاسخ آخرین شبهات وابهامات ارائه شده از مراكز مختلف مى باشد به قلم فرزانه خود استاددام ظله تحریر گردیده ودر پى آن به توضیح وتحلیل روایات وارده واحكامى كه در موضوع زن جاى بحث ونقد ونظر بوده ودر ضمن درس مطرح شده پرداخته است. ویراستارى مجموعه این كتاب وتصحیح وتنظیم دروس آن را جناب حجة الاسلام آقاى محمود لطیفى به عهده داشته كه با تلاش مجدانه خویش در انتشار این اثر حیاتى وارزشمند سهیم بوده است. اكنون كه این توفیق نصیب مركز نشر اسراء شده تا كلیه آثار حضرت آیة الله جوادى آملى را منتشر سازد اعلام مى دارد: این مركز تلاش نموده است بعد از انتشار این كتاب در سال 1370 نقطه نظرهایى راجع به همین كتاب وهمچنین شبهات ونظریات دیگرى كه در ارتباط با شخصیت زن بوده از مراكز مختلف جمع آورى وبه محضر استاددام ظله تقدیم نموده تا حضرتشان با اضافاتى كه مى فرمایند وبا تكمیل نظریات وهمچنین پاسخ گویى به شبهات جدید كتاب را در این دوره از انتشارش جامع تر وزنده تر عرضه كند. ولذا در این طبع براى محققین وجستارگران این گونه مسائل اضافاتى كه افاضات استاد مكرم دام ظله مى باشد روشن واشكار خواهد بود. در پایان از همه كسانى كه مركز نشر اسراء را در انتشار این مهم یارى داده اند تقدیر كرده وارزوى عزت وسر بلندى نظام اسلامى تحت زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله خامنه اى مد ظله العالى وتعالى ارواح طیبه شهدا وروح متعالى امام شهیدان امام خمینى قدس سره را از درگاه احدیت مسئلت داریم. مهر 1378

گزارش وستایش

1 - كتاب حاضر عصاره مباحثى است كه در سال تحصیلى 69 - 1368 در جامعة الزهراء قم تدریس شد. محصلان آن را خواهران طلبه اى تشكیل مى دادند كه از لحاظ معقول ومنقول در سطوح عالى اشتغال داشتند. 2 - نقد برخى از شبهات فقهى تفسیرى و... با همكارى این دانش پژوهان صورت پذیرفت. چنانكه رنج پیاده كردن از نوار و ویرایش ابتدایى وتصحیح وتنظیم مقدماتى را در كمال خلوص تقبل فرموده اند. لذا از مسؤولین گرانقدر جامعة الزهراء ومدرسان ومحصلان این مركز علمى صمیمانه سپاسگزارى مى شود. 3 - بخش مهم مطالب این پیشگفتار ثمره سمینارى بود كه از طرف مسؤولین محترم صدا وسیماى جمهورى اسلامى ایران پیرامون اعتلاى زن وسیرت وسنت اسلامى وى در رفتار وگفتار ونوشتار وارائه هنر ممدوح وایجاد مهر وانعطاف در جامعه باكمال تحرز از تهتك ونهایت تنزه از غرب زدگى و... برگزار شد كه از زحمات بى شائبه آنان به امید تكامل این نهاد وتكمیل دیگران خالصانه تقدیر مى شود. 4 - بخش دیگر از مباحث این مقدمه پاسخ به چند سؤال علمى بود كه از طرف مسؤول ارجمند مركز مطالعات مسائل زنان ارائه شد كه چون حاوى معارف بلند قرآنى بود سهم مستقلى از این مطالب را به خود اختصاص داد كه ضمن مسالت سعادت وكامیابى كارگزاران آن كانون تحقیق در معرفت جلال وجمال زن از كوشش بلیغ آنان تشكر مى شود. 5 - ویرایش نهایى وتصحیح وتنظیم كامل واشراف عالمانه به عهده حجة الاسلام آقاى محمود لطیفى از مدرسین محترم جامعة الزهرا بود كه امید است در كار خویش مصیب ودر نزد خداى جهان مثاب باشند. 6 - طبع مصحح وهنرمندانه این اثر را مركز نشر فرهنگى رجاء به عهده دارد كه با رجاى واثق صلاح وفلاح ونجاح آن مسالت مى شود. اسفند 1369 جوادى آملى

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قال امیرالمؤمنین علی...: ?عقول النساء فی جمالهن وجمال الرجال فی عقولهم.? (1) هر موجودى مظهر نامى از نامهاى الهى است زیرا خلقت كه از اوصاف فعلى خداست نه از اوصاف ذاتى وى عبارت است از تجلى خالق در چهره مخلوقهاى گوناگون; چنانكه حضرت امیرالمؤمنین... فرموده است: الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه. (2) عنوان تجلى از لطیف ترین تعبیرهاى عرفانى است كه قرآن وعترت از آن یاد كرده اند وسالكان دوراندیش ودرون بین را به خود جذب نموده است چون سالك محب بیش از باحث متفكر از نشانه مقصود آگاه بوده واز آن لذت مى برد وهرگز به شنیدن بانگ جرس كاروان كوى حق بسنده نمى كند بلكه مى كوشد تا از علم به عین آرد واز گوش به آغوش.


پى نوشت ها:

1-امالى صدوق مجلس چهلم.
2-نهج البلاغه خطبه 108.

مراتب تجلى حق

تجلى حق چون مقول به تشكیك است مراتب گوناگونى دارد كه برخى از آنها مایه فرو ریختن كوه استوار كه خود نگهدار وراسى زمین است مى باشد. فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا وخر موسى صعقا (1) چون پروردگار موسى بر كوه جلوه نمود آن را ریز ریز ساخت وموسى بیهوش بر زمین افتاد. وبعضى از آنها پایه برپایى پاشكستگان بوده وآنها را از حضیض ذلت به ذروه عزت مى رساند چنانكه رفع مستضعفان و وضع مستكبران (2) هر دو بر این اساس است. تشكیكى كه در درجات تجلى مشهود است به مراتب ظهور بر مى گردد كه عرفان با آن تامین مى شود. نه مراتب وجود كه حكمت متعالیه بر آن اساس تنظیم مى گردد; زیرا جهان آفرینش باهمه شؤون گوناگون خویش كمتر از آن است كه در اصل هستى سهیم بوده ودر آن همتاى خداى بى همتاى خود باشد پس شدت وضعف آن در ظهور ونمود است نه در وجود وبود. تجلى حق گاهى مایه موت است وزمانى پایه حیات چنانكه فرشته مرگ مانند ملك زندگى هر دو تجلى خدایند كه یكى هنگام جان دادن به زنده ها ظهور مى كند ودیگرى هنگام جان یافتن از آنها. لذا حضرت امام سجاد... جریان قبض روح انسان توسط حضرت عزرائیل... را به عنوان تجلى فرشته مرگ از پرده هاى غیب یاد كرده وچنین مى فرماید: ?... وتجلى ملك الموت لقبضها من حجب الغیوب ? (3) ?وفرشته مرگ براى گرفتن جان از پرده هاى غیب پدید آید.? از این رهگذر اماته حق تجلى اوست چنانكه احیاى وى تجلى اوست. مناسبترین تعبیر از جهان امكان همان عبارت ایت به معناى علامت ونشانه است كه فرهنگ غنى وقوى قرآن با آن همراه است. وچون هر موجود امكانى به تمام ذات وصفت وفعل خود نشانه خداى بى نشان است پس از خود چیزى ندارد زیرا در آن حال حاجب مى بود نه آیت براى آن كه هیچ مستقلى غیر خود را نشان نمى دهد. چه این كه پندار استقلال نیز پرده شهود است ونمى گذارد خداى متجلى را مشاهده نمود با این كه به هر سمت وسوى كه بنگرید چهره فیض خدا آشكار است: اینما تولوا فثم وجه الله (4) به هر سوى رو كنید آنجا روى خداست. ولى انسان مختال ومتوهم كه در پرده پندار خودبینى یا دیگر بینى به سر مى برد از دیدار حق محروم است.

هماهنگى مهر وقهر با جمال وجلال

چون خداوند بسیط الحقیقه است وهیچگونه كثرت وتعدد در او راه ندارد لذا اوصاف ذاتى وى عین ذات او بوده چنانكه عین هم اند. بنابراین اسماى حسناى او همگى آیت همان ذات ویكتا است. یعنى هر اسمى همه كمالهاى ذاتى و وصفى وفعلى را به همراه دارد وتفاوت نامهاى الهى گذشته از محیط ومحاط بودن وصرف نظر از تقسیمهاى دیگر فقط در ظهور وخفاى كمالهاست. یعنى هر اسمى واجد تمام كمالهاى الهى بوده ومظهر همه انهاست لیكن در ظهور وخفاى آن كمالها بین اسماء اختلاف است بنابراین مظهر هر نامى كمالهاى اسامى دیگر را داراست گرچه فعلا كمالهاى مزبور در او ظهور ندارد. جلال وجمال كه از اسماء الهى اند مظاهر گوناگون دارند ولى چون جلال حق در جمال وى نهفته است وجمال وى در جلال او مستور است چیزى كه مظهر جلال الهى است به نوبه خود واجد جمال حق بوده وچیزى كه مظهر جمال خداست به نوبه خویش داراى جلال الهى خواهد بود. نمونه بارز استتار جمال در كسوت جلال را مى توان از آیات قصاص ودفاع استنباط نمود یعنى حكم قصاص اعدام اماته خونریزى قهر انتقام غضب سلطه استیلا چیرگى ومانند آن كه از مظاهر جلال وجنود ویژه آن به شمار مى روند احیا صیانت دم مهر تشفى خشنودى ونظایر آن را كه از مظاهر جمال وسپاهیان خاص آن شمرده مى شوند به همراه دارد چنانكه خداوند صاحب جلال وجمال چنین مى فرماید: ولكم فی القصاص حیاة یا اولى اچلباب (5) ?واى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است.? یعنى این اعدام ظاهرى احیاء را در درون خود داشته ومانع از بین بردن ظالمانه دیگران است واین مرگ فردى حیات جمعى جامعه را تامین مى نماید واین قهر زودگذر مهر مستمر را به دنبال دارد و... چنانكه درباره دفاع مقدس وپیكار در برابر تهاجم بیگانگان نیز مى فرماید: یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما یحییكم (6) ?اى كسانى كه ایمان آورده اید چون خدا وپیامبر شما را به چیزى فرا خواندند كه به شما حیات مى بخشد آنان را اجابت كنید.? این آیه در سیاق ایات قتال ودفاع نازل شده است وبراى دفع توهم كسانى كه مرگ در راه خدا را نابودى دانسته وجهاد ودفاع را زوال مى پندارند سند گویایى است وعصاره مضمون آن این است كه: جنگ در برابر زور وقیام در قبال قهر واقدام در صحنه نبرد با باطل گرچه مظهر جلال الهى است لیكن صلح با حق وتسلیم در برابر قسط وعدل وتامین حیات خود ودیگران را كه همگى از مظاهر جمال خدا به شمار مى آیند به همراه دارد. البته تمام دستورهاى آسمانى حیات بخش بوده واین حیات بخشى اختصاصى به جهاد ودفاع ندارد لیكن آیه مزبور در جریان جنگ با باطل وایثار ونثار در راه حق نازل شده است كه هنگام بسیج نیرو به صحنه پیكار مى فرماید: پذیرش دعوت منادیان دفاع زندگى شما را تثبیت مى نماید. چنانكه بعد از قیام واقدام وجهاد واجتهاد وحضور در صحنه ستم ستیزى ونیل به مقام شامخ شهادت مى فرماید: ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون (7) ?هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند مرده مپندار بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.? پس دفاع كه مظهر جلال خداست عامل تضمین كننده حیات فردى وجمعى وضامن زندگى سالم دنیا وآخرت خواهد بود واین همان استتار جمال در جامه جلال واشتمال كسوت جلال بر هسته مركزى جمال است.

تجلى مهر وقهر در گستره هستى

توجه به این نكته لازم است كه هماهنگى قهر ومهر وهمبستگى جلال وجمال اختصاصى به مسائل یاد شده از قبیل قصاص ودفاع ندارد بلكه در سراسر شریعت نهفته ودر سراسر شؤون آن مشهود است به طورى كه هر ارادتى در كراهت نهفته است وهر اشتیاقى در انزجار مستتر است. لذا گاهى مى فرماید: كتب علیكم القتال وهو كره لكم وعسى ان تكرهوا شیئا وهو خیر لكم (8) ?بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است وبسا چیزى را خوش نمى دارید وآن براى شما خوب است.? یعنى قتال كه ظاهرا شر شمرده مى شود ومایه كراهت است خیر را در درون خود دارد وپایه ارادت شما خواهد بود. در مسائل خانوادگى نیز تحمل برخى از مصائب اخلاقى ظاهرا شر به شمار مى آید لیكن خیر بى شمار را كه همان تحكیم خانواده وحراست از كیان آن است در درون خود خواهد داشت. چنانكه مى فرماید: فعسى? ان تكرهوا شیئا ویجعل الله فیه خیرا كثیرا (9) ?پس چه بسا چیزى را خوش نمى دارید وخدا در آن مصلحت فراوان قرار مى دهد.? خلاصه آن كه تكلیف الهى گرچه با كلفت ورنج همراه است وبه نوبه خود نشانه جلال خداوند است لیكن درون آن چز تشریف كه آیت جمال خداست نخواهد بود. لذا هر مكلفى مشرف خواهد شد واین كلفت ورنج زودگذر امتثال دستورهاى الهى شرف پایدار را به ارمغان خواهد آورد. از این رهگذر قرآن كریم بعد از دستور وضو وغسل وتیمم مى فرماید: خداوند مى خواهد شما را تطهیر كند یعنى این تكلیف ظاهرى تطهیر معنوى كه جمال دل را تضمین مى نماید به همراه دارد: ... ما یرید الله لیجعل علیكم من حرج ولكن یرید لیطهركم ولیتم نعمته علیكم لعلكم تشكرون (10) خدا نمى خواهد بر شما تنگ بگیرد لیكن مى خواهد شما را پاك ونعمتش را بر شما تمام گرداند باشد كه سپاس او بدارید. چنانكه زكات مال ظاهرا مایه نفاد آن است لیكن درون آن نمو ورشد تعبیه شده است: یمحق الله الربا ویربی الصدقات (11) خدا از بركت ربا مى كاهد وبر صدقات مى افزاید. وما اتیتم من زكاة تریدون وجه الله فاولئك هم المضعفون (12) آنچه را از زكات مى دهید وخشنودى خدا را بدان خواستارید پس آنان فزونى یافتگان اند. وشاهد استتار جمال در كسوت جلال همان است كه بهشت در درون رنجها ودشواریها سیر وسلوك وصبر واستوارى جهاد اصغر واوسط واكبر جا گرفته است: حفت الجنة بالمكاره بهشت با ناگواریها پیچیده شده است. همانطورى كه جلال در درون برخى از جمالها واقع شده است: ?حفت النار بالشهوات ? آتش جهنم با تمایلات دلخواه پیچیده شده است. زیرا شهوتها ولذتها ونشاطها ونظایر آن مظاهر جمالند واگر تعدیل نشوند واز مرز حلال بگذرند وجنبه حیوانى محض بگیرند در درون خود قهر خدا را به همراه دارند. مهمترین نمونه اختفاى جمال در چهره جلال وبهترین شاهد نهان بودن جمال در جامه جلال واستتار مهر در كسوت قهر تبیین وضع دوزخ یا عذابهاى دردناك دیگرى است. چنانكه در سوره الرحمن كه براى یادآورى نعمتهاى ویژه الهى نازل شده ومكررا از همه مكلفان اعتراف مى طلبد وراه هرگونه تكذیبى را براى آنها مسدود مى كند دوزخ وشعله هاى گدازنده آن به عنوان نعمتهاى خاص الهى اعلام شده واز همگان اقرار گرفته مى شود كه تكذیب آنها روا نیست ونمى توان اصل وجود آنها وهمچنین نعمت بودن آنها را دروغ دانست: هذه جهنم التی یكذب بها المجرمون یطوفون بینها وبین حمیم ان فبای الاء ربكما تكذبان (13) این است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى خوانند میان آتش ومیان آب جوشان سرگردان باشند. پس كدام یك از نعمتهاى پروردگارتان را منكرید؟ همانطورى كه عذاب دوزخ هماهنگى جلال وجمال را به همراه دارد عذاب استیصال وتدمیر دنیا نیز پیام هماهنگى قهر ومهر وهماوردى نقمت ونعمت را به همراه دارد چنانكه مى فرماید: وانه هو رب الشعرى وانه اهلك عادا اچولى وثمود فما ابقى وقوم نوح من قبل انهم كانوا هم اظلم واطغى والمؤتفكة اهوى فغشاها ما غشى فبای الاء ربك تتمارى (14) وهم اوست پروردگار ستاره شعرى وهم اوست كه عاد قدیم را وثمود را هلاك كرد وچیزى باقى نگذاشت وپیشتر از آنها قوم نوح را زیرا آنان ستمگرتر وسركش تر بودند وشهرهاى مؤتفكه را فرو افكند پس پوشاند بر آن شهرها آنچه پوشاند پس به كدام یك از نعمت هاى پروردگارت تردید روا مى دارى؟ در این آیات سرنگونى طاغیان وبراندازى نظام طغوى وتعدى را از الاء ونعمتهاى الهى شمرده وهیچگونه مریه وشك در آن روا نمى داند وگرچه انكار نعمتهاى خدا وكفران آنها كیفرى چون كیفر اقوام یاد شده دارد لیكن ظاهر آیه هاى مزبور آن است كه براندازى نظام ظلم بر اساس مهر الهى به محرومان است یعنى آن مهر وجمال در جامه قهر وجلال ظهور كرد ورفع محرومان با وضع مستكبران در آمیخت تا كوثر صبر وشكیبایى بر تكاثر بطر واشر پیروز آید. این امتزاج قهر ومهر در هر موجودى برابر باسعه وجود آن موجود ظهور دارد یعنى در موجود مستكفى نیرومندتر از موجودهاى ناقص است ودر ذات اقدس خداوند كه فوق تمام است به كمال محض مى رسد. در نشئه كثرت ومنطقه ماده چون ظهور جمعى آن كم است هماهنگى واتحاد دو وصف جمال وجلال محسوس نیست بلكه چنان مى نماید كه برخى فقط مظهر قهر بى مهرند وبعضى مدار مهر بى قهرند لیكن برهان وعرفان حاكمان بر حس اند ونقص احساس را با تحلیلى مفهومى یا تجلیل شهودى ترمیم مى نمایند. زیرا ممكن نیست چیزى آیت حق تعالى باشد ولى همه اوصاف او را ارائه ندهد. البته در نحوه آیت بودن وكیفیت ارائه بین آنها تمایز برقرار است.

تجلى مهر وقهر در انسان كامل

انسان كامل از آن جهت كه جامع همه كمالهاى امكانى است چون مظهر تمام اسماء است این هماهنگى را بهتر از دیگر موجودها ارائه مى دهد لذا رسول اكرم(ص) در جریان جنگ احد با تحمل همه رنجها پیشنهاد نفرین به آنها را رد كرد وفرمود: ?لم ابعث لعانا بل بعثت داعیا ورحمة اللهم اهد قومی فانهم لایعلمون ?. یعنى من به منظور لعن مبعوث نشدم بلكه براى دعوت به حق ونشر رحمت به بعثت رسیده ام. سپس در نیایش خود چنین گفت: بار الها قوم مرا راهنمایى فرما زیرا آنان نادانند. این آمیختگى قهر ومهر را هجر جمیل مى نامند چنانكه حضرتش بدان مامور بود: واصبر على مایقولون واهجرهم هجرا جمیلا (15) وبر آنچه مى گویند شكیبا باش واز آنان با دورى گزیدنى خوش فاصله بگیر. همانطورى كه اصل وظیفه در برابر دستور الهى همانا صبر جمیل است: فاصبر صبرا جمیلا (16) پس صبر كن صبرى نیكو. نمودار این امتزاج خوش فرجام را مى توان در قصه یعقوب مبتلا به هجران یوسف... وبى مهرى فرزندان خویش مشاهده نمود چنانكه قرآن مى فرماید: بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جمیل والله المستعان (17) بلكه نفس شما كارى را براى شما آراسته است پس صبر نیكو (راه چاره است) وخدا یارى ده است. ظرفیت انسان كامل توان هماهنگى این دو صفت برجسته را داشته ودر مسائل كلى وجزئى توازن آنها را حفظ مى نماید. لذا به همان نسبت كه در مسائل سیاسى ونظامى ومباحث فرهنگى جلال قهر رسول اكرم(ص) با جمال مهرش آمیخته بود كه: وما خلقنا السموات والارض وما بینهما الا بالحق وان الساعة لاتیة فاصفح الصفح الجمیل (18) و ما آسمانها وزمین وآنچه را كه میان آن دو است جز به حق نیافریده ایم ویقینا قیامت فرا مى رسد پس به خوبى صرف نظر كن. در مسائل جزئى خانوادگى نیز پیوند آنها را حفظ مى نمود چنانكه بدان ماموریت یافته بود: فتعالین امتعكن واسرحكن سراحا جمیلا (19) بیایید تا مهرتان را بدهم وخوش وخرم رهایتان كنم. وچون عصاره اخلاق انسان كامل همانا قرآن كریم است وهر دو از یك جایگاه رفیع تجلى كرده اند با این تفاوت كه یكى ارسال شد ودیگرى انزال. ویكى در صحابت دیگرى فرود آمد یعنى قرآن در معیت انسان كامل نازل شد نه آن كه انسان كامل در معیت قرآن رسالت یافته باشد: واتبعوا النور الذی انزل معه (20) پیروى كنید نورى را كه با او نازل شده است. لذا قرآن نیز جامع جمال وجلال الهى بوده قهر ومهر را هماهنگ كرده است. چنانكه خداوند قرآن را هم به عنوان داروى شفابخش وزداینده دردها معرفى كرد وهم به عنوان زاینده درد وعامل خسارت: وننزل من القران ماهو شفاء ورحمة للمؤمنین ولایزید الظالمین الا خسارا (21) وما آنچه را براى مؤمنان شفا ورحمت است از قرآن نازل مى كنیم وستمگران را جز زیان نمى افزاید. البته تبیین جامعیت قرآن نسبت به شفا ورحمت از یك سو وخسارت وتبار از سوى دیگر ونیز نسبت به هدایت وراهنمایى از یك سمت واضلال وگمراه كردن از سمت دیگر كه در كریمه: ... یضل به كثیرا ویهدی به كثیرا وما یضل به الا الفاسقین (22) بسیارى را با آن - مثل هاى قرآنى گمراه وبسیارى را با آن راهنمایى مى كند وجز فاسقان را با آن گمراه نمى كند. آمده است با تامل در خود آیات یاد شده روشن مى گردد زیرا در هر دو آیه تعلیل حكم بر وصف مشعر به علیت آن وصف است یعنى در آیه اول وصف ظلم ودر آیه دوم صفت فسق دلیل آن است كه ظالم وفاسق همچون بیمارى است كه در دستگاه گوارش او آسیبى پدید آمده وتوان هضم میوه شاداب وشیرین را نداشته باشد ودر برابر آن به جاى پذیرش عكس العمل نشان مى دهد ودر نتیجه بیماریش افزون مى گردد وگرنه اصل بیمارى از قرآن نخواهد بود چنانكه اصل ضلالت وخسارت نیز از اوصاف سلبى قرآن بوده واز ساحت قدس آن دور است. ولى همین اضلال عارضى وخسارت ثانوى كه مظهر قهر خداست با آن هدایت ابتدایى ومستمر ذاتى واصلى ونیز با آن شفاى مستمر هماهنگ خواهد بود.

   نویسنده : جوادی آملی آیت الله

تاریخ نشر:    1382/03/27


پى نوشت ها:

1- اعراف 14.
2- دعاى افتتاح.
3- صصحیفه سجادیه دعاى 4
2.
4- ببقره 1
15.
5- بقره 179
6- انفال
24.
7- ال عمران 169.
8- بقره 21
6.
9- نساء 19. 10- مائده
6. 1
1- بقره 276 1
2- روم39. 1
3- الرحمن 44 - 4
3. 1
4- النجم 55 - 49. 1
5- مزمل 10. 1
6- معارج
5. 1
7- یوسف 18. 1
8- حجر58 1
9- احزاب 28. 20- اعراف 157. 2
1- اسراء 8
2. 2
2- بقره

 

 

 




طبقه بندی: عفاف،
[ پنجشنبه 11 آذر 1389 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ یا فاطمه الزهرا(س) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

(((حجاب برتر از دیدگاه رهبر معظم انقلاب)))

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ی کذایی و آن لباسهای و لیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ و همانهایی را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر می‏دارند؟ نه


آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها می‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل می‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابی نداشت؛ حتّی در این‏جاها وقتی نوبت به این کارها می‏رسد، بی‏بندوباری خیلی بیشتر هم می‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بی‏بندوباری‏یی که در همین شهر تهران و بعضی دیگر از شهرهای کشور ما بود، از معمول شهرهای اروپا بیشتر بود!

زن معمولی در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طوری نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و می‏دانستیم و مناظری که از آن وقت الان جلوی نظر من هست، انسان واقعاً حیرت می‏کند که چرا بایستی این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلی از کشورهای متأسفانه عقب‏مانده‏ی مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوی و بدون اغماض، مسائل ارزشی را رعایت کرد.
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروش بک لینک طراحی سایت عکس